اندیشه در استمرار انسان ،خروج از مسیر حبس و ورود در مسیر رشد می باشد. ابوسعید نیازی هشترودی
سه‌شنبه 23 خرداد 1391 :: 19:58 :: نويسنده : mai

 

 

ضرورت بازشناسی عرفان واقعی از عرفان های نو ظهور                                             پس از رویکرد جوامع به مادیات و کنارزده شدن دین در برخی جوامع، امروز شاهد اقبال دوباره آنان به معنویت هستیم. به گونه ای که برخی صاحب نظران از این پدیده با عنوان «انفجار معنویت» یاد می کنند. حجت الاسلام حمیدرضا مظاهری سیف عضو گروه اخلاق و عرفان پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و مولف کتاب «جریان شناسی عرفان های نوظهور» در گفت وگویی با ایکنا از رویکرد مجدد جوامع به معنویت و رواج عرفان های نوظهور در ایران سخن گفته است. وی با اشاره به این که با روند شتاب زده و گسترده معنویت گرایی روبه رو هستیم درتوضیح این وضعیت می گوید: انسان مدرن که به سختی دور از معنویات نگه داشته می شد و در تمدنی زندگی می کرد که غیر از جهان و زندگی مادی برای چیز دیگری ارزش قائل نبود، حریص و عجول و عنان گسیخته به معنویات روی آورده و همانند مردمانی که در قحطی به سر می برند و انبار نانی یافته اند، سنت های کهن عرفانی و معنوی را برگرفته و هرکس تکه یا تکه هایی از مکاتب مختلف را چنگ زده و می کوشد روح تشنه خود را با آن سیراب کند. وی در بخش دیگری از صحبت های خود به نقل از «میلتون» یکی از محققان جامعه شناسی ادیان نو پدید، از ظهور ۴ هزار مکتب و فرقه عرفانی و معنوی در جهان غرب خبر می دهد و می افزاید: این جریان های معنویت گرا طیف بسیار متنوعی را شامل می شود که از عرفان ادیان ابراهیمی گرفته تا استفاده از موادمخدر و روابط جنسی را دربرمی گیرد. درواقع هرچیزی که به نوعی فرصت فرار از چارچوب های جامعه مدرن و روگردانی از هنجارهای تمدن مادی و سرمایه داری را فراهم کند، معنویت شناخته می شود.

 

 

 


ضرورت بازشناسی معنویت های نوظهور

 

در گذشته تاریخ فکر و اندیشه اسلامی، فرقه شناسی جایگاه برجسته ای داشت و شناخت ملل و نحل مورد توجه عالمان اسلامی بود. اما فرقه شناسی در قرون اخیر روبه ضعف نهاد و همین امر تا حدی زمینه برخی سوءتفاهمات و اختلافات مذهبی را فراهم آورد. مظاهری سیف هم در این گفت وگو، مطالعه و پژوهش درباره معنویت های نوظهور را ضروری می داند و می گوید: در دنیای امروز که مرزهای فرهنگی کمرنگ شده و سواره نظام و پیاده نظام رسانه ای، ابرفرهنگ غرب را در جهان می گستراند، جهان اسلام نیز از حضور این جریان های هزاررنگ به دور نمانده است. از این رو مطالعه نقادانه این فرقه ها، به ویژه آن ها که در ایران پرکارترند، ضروری است و کوتاهی در این امر زیان های جبران ناپذیری را به فرهنگ و سایر ساحت های حیات اجتماعی وارد خواهد کرد.

 

وی با اشاره به این که برخی صاحب نظران، به جای نقد این فرقه ها، ارائه عرفان اسلامی را به تنهایی کافی می دانند، اظهار می دارد: نقد مستقل این جریان ها از چند جهت ضروری است. نخست این که این فرقه ها به خاطر نفوذ در فرهنگ مسلمین تعالیم و روش های خود را با برخی از آموزه های اسلام همانند معرفی و ادعا می کنند ما همان چیزی را می گوییم و می خواهیم که عرفان اسلامی می جوید، تنها زبان و شیوه ما امروزی، متفاوت و مردمی تر است. به این خاطر لازم است تفاوت ها و کاستی های این جریان های معنویت گرا نقادی و تبیین شود تا از این تشبیه جلوگیری و این شبهه را برطرف کند. دوم این که عرفان اسلامی برای ارائه مطالب خود نیازمند زبان و مخاطب شناسی امروزی است و نمی توان با خواندن آثار گذشته به تنهایی با جامعه امروزی ارتباط برقرار کرد و تحفه محبوب و دلنشین به جامعه فرهنگی ارمغان داد. این درحالی است که معنویت های نوظهور با این که اهداف و محتوای مناسبی ندارند، اما معمولا ادبیات سهل و دلپذیری را به کار می گیرند و آشنایی با آن استادان و پژوهشگران عرفان اسلامی را برای بازخوانی و بازتولید عرفان اسلامی برای مخاطب امروزی توانمند می کند. وی سومین دلیل شناخت عرفان های نوظهور را، شناخت نقاط ضعف و کاستی های آن ها می داند و می افزاید: این شناخت کمک می کند که در ارائه امروزین عرفان اسلامی و بازتولید تعالیم و آموزه های آن براساس شرایط مخاطب معاصر به بیراهه نرویم و آسیب های نوآوری در این حوزه را کاهش دهیم.

 
عوامل پیدایی عرفان های نوظهور

 

مسئول دفتر مطالعات اسلامی دانشگاه صنعتی شریف درباره عوامل پیدایی معنویت های نوظهور اظهار می دارد: شیدایی فطری، اولین عامل پیدایی این معنویت ها هستند. زیرا همه انسان ها فطرتی الهی دارند که همواره آن ها را به سوی خداوند فرامی خواند و این صدایی است که هیچ گاه خاموش نمی شود و نوری است که فروغ آن افول نمی کند. این نویسنده با بیان این که فطرت همان بعد ملکوتی و روحانی انسان است که در عالم «الست» به ربوبیت خدا اقرار کرده است، می گوید: کسی که کتاب فطرت را مطالعه کند به خدا می رسد و فطرت هادی درونی و دعوت رسای خداست که از درون هر انسان برمی خیزد و او را به سوی مقصد حقیقی فرا می خواند. اما بیش تر مردم طبیعت مادی خود را با هویت حقیقی خود اشتباه می گیرند و فراموش می کنند که هویت اصیل آن ها منوط به فطرت و بعد ملکوتی وجودشان است.

 

مظاهری سیف در ادامه می افزاید: اگر مردم فطرت الهی خویش را درنظرنگیرند و مقتضیات آن را با مقتضیات طبیعت از هم بازنشناسند، از هدایت های فطری محروم و در تمنیات طبیعی گرفتار می شوند، در این صورت فریفته اموری خواهند شد که مطلوب حقیقی و مورد تمنای فطرت نیست.

 

وی خاطرنشان می کند: البته هدایت فطری و دعوت الهی که نور او در وجود ماست هیچ گاه خاموش نمی شود؛ ولی کسانی که از پس حجاب طبیعت آن را می شنوند و می بینند، از ملاقات با حقیقت ناب محروم شده، از کژراهه تمناهای طبیعی برای تحقق خواسته های فطری می کوشند و خود فریبی معنوی از همین جا آغاز می شود. در این وضعیت انسان در پی خواسته های طبیعی می رود و می پندارد که حقیقت و معنویت را خواهد یافت. یا خواسته های مادی و عادی خود را معنویت و مصداق راستین نیاز فطری خویش می انگارد. این مدرس اخلاق اسلامی در پایان می گوید: معنویت های نوظهور در راستای تمنای فطری انسان هستند، ولی پاسخی مسخ شده به آن می دهند، فطرت شیفته عاشق شدن و دل بستن است، اما معنویت های نوظهور نظیر «اشو» و «پائلو کوئیلو» عشقی هوسناک و شهوت آلود را پیش نهاد انسان می نهند و فطرت ما تشنه مشاهده عظمت و شکوه و جلال و تجربه هیبت و خشیت در برابر آن است، اما «مرلین منسون» پاسخ آن را با کلیپ ها و موسیقی هولناک «بلک متال» می دهد، ما شیدای پرستیدن هستیم ولی «سایبابا» خود را خدای پرستیدنی و خالق هستی معرفی می کند.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران