|
اندیشه در استمرار انسان ،خروج از مسیر حبس و ورود در مسیر رشد می باشد. ابوسعید نیازی هشترودی درباره وبلاگ به وبلاگ نقد و اندیشه خوش آمدید آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ نويسندگان شنبه 13 خرداد 1391 :: 19:28 :: نويسنده : mai
واقعا صفایی بود! به یاد استاد علی صفائی به نام خدا واقعاً «صفایی» بود نويسنده:عبدالعلی بازرگان، به نقل از روز نامه شرق مورخ 30/5/83 من متاسفانه حشر و نشر و ارتباط چندانى با مرحوم على صفايى نداشتم. نخستين بار توفيق ديدار او را به لطف دوست مشتركى پيدا كردم. البته از قبل با تحقيقات قرآنى ايشان چيز ديگرى نمى دانستم. آن به نام «عین – صاد» چاپ می شد، كم و بيش آشنايى داشتم ، ولى روز به نظرم براى قرائت فاتحه بر مزار مرحوم پدر، به آرامگاه بيات در شهر قم رفته بودم ، كه طبق قرار قبلى، دوستم را ديدم و به پيشنهاد ايشان _ كه هر دو را علاقه مند به تحقيقات قرآنى يافته بود _ سرزده به سراى ايشان رفتيم، سرا كه چه عرض كنم، زيرزمين تنگى با فضاهایی تو در تو ، كه پلكانى با شيب تند و بدون پاگرد، آن را قابل دسترسى كرده بود. به نظر نمى رسيد كه از قبل براى سكونت طراحى شده باشد.
ادامه مطلب ... شنبه 13 خرداد 1391 :: 13:52 :: نويسنده : mai
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم همان يك لحظه اول …. كه اول ظلم مي ديدم از مخلوق بي وجدان،جهان را با همه زيبايي و زشتي ، به روي يكدگر ويرانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم اگر در همسايگي صدها گرسنه …. چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه وا مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم …. كه مي ديدم يكي عريان و لرزان ، ديگري پوشيده است صد جامه رنگين، زمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم نه طاعت مي پذيرفتم …. نه گوش از جهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده،پاره ، پاره در كف زاهد نمايان ، سجده صد دانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم براي خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد بي سامان،هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو آواره و ديوانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم به گرد شمع سوزان ، دل عشاق سرگردان ….،سراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم به عرش كبريائي ، با همه صبر خدايي …. تا كه مي ديدم عزيز نابه جايي ، ناز بر يك ناروا گرديده و خواري فروشد گردش اين چرخ را ، واژگون بي صبرانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم كه مي ديدم مشوش عارف و عامي زبرق فتنه اين علم عالم سوز مردم كش به جز انديشه عشق و وفا معدوم هر فكري در اين دنياي پر افسانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. چرا من جاي او باشم ، همين بهتر كه خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق بي وجدان را دارد ! وگرنه من جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي كردم ! عجب صبري خدا دارد …:::::::… عجب صبري خدا دارد
ناامید مباش در زندگی امید شاه کلید پیروزی است. انسان های امیدوار یک گام به کامیابی نزدیک ترند. وانسان های نا امید گرچه به ظاهر زنده اند و نفس می کشند ولی سال هاست که مرده اند وخود بی خبرند. اصلاً چرا ناامیدی ؟ چرا یأس؟ مگر امید رمز حرکت و اکسیر تلاش نیست ویأس طلسم عقب گرد؟ پس چرا مأیوس باشیم؟ پیامبر{صلي الله علیه وآله}فرمودند: گنهکار امید وار،به رحمت خدا نزدیکتر است تا عابد ناامید. میزان الحکمة،ج10،ص5046،ح17109 DO NOT BE HOPELESS Hope is the main key to victory in life. Hopeful people are one step closer to prosperity.Hopeless people although look alive and breathe but they have been dead foryears while they have been unaware of it. Why hopelessness?Why despair? Is hope not the secret to movement and the elixir of endeavor and despair the spell of retreat? So why shold we be hopeless? The Holy Prophet(S.A.W.)stated: "A hopeful sinner is closer to the mercy of Allah than a hopeless worshipper.
شنبه 13 خرداد 1391 :: 13:43 :: نويسنده : mai
پایگاه اطلاع رسانی انسان ادامه دارد
شنبه 13 خرداد 1391 :: 00:20 :: نويسنده : mai
بسم الله الرحمن الرحیم
در این فصل من برای تو سخت نقل می کنم .... تا بعدها نرمی گفته ها تو را از حق دور نکند ....
که انسان گل سرسبد هستی ست... میوه ی درخت آفرینش است... واین انسان فرزند انتخاب خویش است... و اما مرگ پایان نیست... آغاز است ... آغاز دویدن هاست...
هر کس جهان را از دریچه ی نگاه خود می نگرد و به تعلیل و تحلیل می نشیند . جهان بینی هر انسانی اصولی را مطرح می کند و اصول ، حرکتها و انتخاب های او را می زا یند . ادامه مطلب ... جمعه 12 خرداد 1391 :: 23:58 :: نويسنده : mai
مطالب مرتبط: در رابطه با اين کتاب بخوانيدلیله القدرعبدالمجید فلسفیان دسته بندي موضوعيمحصولات -> معارف قرآن و اهل بیت (ع) (1) -> (شرح و تفسیر (3-1))محصولات -> شیعه (2) -> (نظام اخلاقی (1-2)) محصولات -> انسان و تربیت (17) -> (رفتار (3-17)) ضميمه هاعلی و استمرار انسان: شرحی بر نامه 31 نهج البلاغه (نامه ای از امام به فرزندش)مسير جاري:
محصولات -> معارف قرآن و اهل بیت (ع) (1) -> (شرح و تفسیر (3-1)) محصولات -> شیعه (2) -> (نظام اخلاقی (1-2)) محصولات -> انسان و تربیت (17) -> (رفتار (3-17))
افزودن به سبد خريد: سفارش خريد بیت الغزل امام در نامه اش این است:
پنجشنبه 11 خرداد 1391 :: 20:14 :: نويسنده : mai
اسلام شناسی(بلوغ فکری) شادی روح استاد صفائی صلوات بفرستید
موضوع جلسه:اصل حرکت وضرورت حرکت:
1- باید ضرورت حرکت را خود احساس کنیم با گفتن ها وشنیدن ها ونوشته ها نمی شود احساس ضرورت حرکت را در خود ایجاد کرد باید ضرورت حرکت را خود احساس کرد و درک کرد مثل نیاز به تشنگی وگرسنگی. 2- تاآدمی خود ضرورت نیاز به حرکت را در خود احساس و ایجاد نکند انتظار عمل وحرکتی را از او نمی توان داشت .با پای دیگران نمی توان رفت مگر برای دیگران. 3- جواب این سوال که چرا باید از جایی که هستیم حرکت کنیم باید خودبدهیم با جواب دیگران نمی شود برای تمامی عمر بیمه شد باید خود به این نکته برسیم که در جایی که ایستاده ایم نمی توان بمانیم باید به این نتیجه برسیم که بین آنچه که هست و آنچکه باید باشد خیلی فاصه است. 4- اصل حرکت و اصل ضرورت حرکت نیاز به اثبات ندارد چون.....
ادامه مطلب ... موضوعات پيوندها |
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|